السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
743
تعليقات نقض ( فارسى )
وزير خود زود سپرى شد و سلطان طغرل بر سر دو سال از سلطنت درگذشت و وزير را نكبت رسيد و بآذربادگان گريخته وزير سلطان داود بن محمود گشت و به شمشير خوارزمشاه كشته آمد » . سيف الدين عقيلى در آثار الوزراء گفته ( ص 260 ) : شرف الدين على بن رجاء « در قديم ملازم و كدخداى سلطان طغرل بن محمّد بود چون سلطان طغرل پادشاه شد وزارت به دو رجوع فرمود امّا در وزارت كم بضاعت بود و زياده وقوفى نداشت بر سر دو سال سلطان طغرل فوت شد و وزير فرار نموده بآذربايجان برفت و وزير سلطان داود بن محمّد گشت و بالاخره بتيغ خوارزمشاهيان كشته آمد » . خواند مير در دستور الوزراء گفته ( ص 209 ) : « شرف الدين على بن رجاء در ايّام سلطنت طغرل بن محمّد بن ملكشاه بمرتبهء وزارت رسيد و در آن امر بغايت كم بضاعت و بىوقوف بود . امّا قبل از آنكه سلطان طغرل او را معزول گرداند زمان سلطنتش بسر آمد و شرف الدين على بجانب آذربايجان شتافته در سلك ملازمان سلطان داود بن محمود انتظام يافت و در آن وقت كه خوارزمشاه لشكر بعراق كشيد او را بعزّ شهادت رسانيد مصراع : در دار فنا كسى نماند باقى » . نگارنده گويد : چنان كه در نسائم الاسحار در ذيل عبارت گفتهام : عبارت عقيلى و خواند مير مأخوذ از نسائم الاسحار است بتغيير آن چنان كه دأب هر دو نويسنده است . از كلمات مذكوره برآمد كه شرف الدين علىّ بن رجاء فرزندى بنام « رجاء » داشته است و از اين روى كنيهء وى را مصنّف ( ره ) « ابو رجاء » ضبط كرده است و اين امر از قديم الأيّام در ميان مسلمانان معمول بوده كه نامهاى آباء و اجداد خود را بتسميهء اولاد خودشان به آن نامها زنده مىكردهاند و اين رسم ملّى هنوز هم در خاندانهاى اصيل محفوظ و معمول به است . اينكه مصنّف ( ره ) گفته : « اثير الدين الحسن بن العلاء الحمرمى ( كذا ) » ( با نسخه بدلهاى مذكور در ذيل صفحهء 221 ) ترجمهء حالش بلكه نامش را تنها نيز يعنى